برنامه برخی از پروازها ممکن است موقتا تغییر کند.
لطفا برای اطلاع از آخرین تغییرات پروازی با اطلاعات پرواز فرودگاه تماس حاصل نمایید.
تمامی ساعات ورود و خروج پروازها به وقت محلی ایران می باشد.
ابداع روشهاي نو در حمل و نقل از جمله عوامل كليدي در كاهش ميزان مصرف انرژي است. صنعت هوانوردي سهم قابل تاملي در آلودگي هواي جهاني از جمله در توليد گاز co2 دارد.
اين صنعت در حال حاضر 13 درصد از كل co2 حاصل از حمل و نقل جهاني و 2 درصد از كل co2 منتشر شده در دنيا را توليد ميكند. اما بدون شك نقش آن در آلودگي هوا بيش از اين اعداد و ارقام است.
از 2 درصد سهم گفته شده 10 تا 15 درصد آن مربوط به فرودگاههاست، كه از اين ميزان همه آن مستقيما تحت كنترل فرودگاه نيست.
مثلا حدود 50 درصد آلودگيهاي ايجاد شده در محيط فرودگاه در نتيجه تاكسيكردن هواپيما و زمان انتظار آنها براي پرواز است.
دومين عامل مهم آلودگي فرودگاه از نظر co2 مربوط به حمل و نقل مسافران براي پرواز پرسنل و خدمات و تحويل از فرودگاه و به مقصد فرودگاه است كه تا 40 درصد co2 توليدي فرودگاه را شامل ميشود.
هر چند كه فرودگاهها خود به طور مستقيم نقش كمي در توليد co2 دارند اما به هر حال ميتوانند به طور جدي با احساس مسووليت در جهت كاهش آلودگي هوا تمام تلاش خود را انجام دهند.
نكته قابل توجه اين است كه راهحل خاصي را نميتوان براي صرفهجويي انرژي براي همه فرودگاهها مناسب دانست؛ اما براي شروع براي يك فرودگاه الگو ميتوان موارد زير را در نظر گرفت:
بعد از نشستن و قبل از برخاستن هواپيما
استفاده از تكنولوژي LED در چراغهاي مناطق پروازي از چند سال پيش در چراغهاي تاكسيويها معمول شده است، اما استفاده از آن در چراغهاي اصلي باند نيز در شرف اجرا است. در اين نوع چراغها بسته به نوع خطوط اصلي ميتوان تا 80 درصد در انرژي صرفهجويي كرد. در اين سيستم علاوه بر صرفهجويي در مصرف انرژي تعمير كمتري نیز نياز است.
بهينه كردن زمان تاكسي و همچنين اقدام شركتها در خاموش كردن يكي از موتورها در هنگام تاكسي و تحويل مناسب برق و هواي تهويه شده به هواپيماي پارك شده كه هواپيما را بينياز از روشن كردن موتور بكند از عوامل موثر در اين زمينه است.
در خارج از حيطه هواپيماها، ناوگان زميني نيز نقش مهمي دارد.
استفاده از ماشينهاي هيبريدي و بكارگيري اتوبوسهايي كه با آخرين تكنولوژيهاي روز از قبيل تكنولوژي ذخيره انرژي حاصل از ترمز كار ميكنند ميتواند تا 40 درصد در ذخيره سوخت موثر باشد.
در داخل ترمينال
در ارتباط با ساختمانهاي فرودگاه و به خصوص ترمينال آن، فرصتهاي زيادي براي صرفهجويي در مصرف انرژي وجود دارد.
فرودگاههاي به اصطلاح سبز به فرودگاههايي گفته ميشود كه با بيشترين توليد هواي مطبوع با بهترين استفاده از منابع طبيعي و روشنايي روز و بيشترين ميزان رضايت مسافران و پرسنل ايجاد شوند.
اكنون ثابت شده است كه ساختمانهاي به اصطلاح سبز هزينههاي كلي را كاهش داده و بهرهوري پرسنل را بهبود ميبخشند.
امروزه يكي از تغييرات مهم در تكنولوژي ساخت ساختمانها حركت به سوي استفاده از سيستمهاي كنترل مركزي است.
اين سيستمها سه مزيت عمده دارند كه عبارتند از :
1) بهبود ارتباطات
2) بهبود كارآيي عملياتي
3) صرفهجويي در مصرف انرژي
سيستم تهويه كنترل شده
در اين روش با استفاده از حسگرهاي تعبيه شده در داخل ترمينال هنگام شلوغي ترمينال و كاهش كيفيت هوا يا هنگام وجود دماي نا مطبوع ، حجم هواي مطبوع توليد شده با دماي مناسب به طور خودكار افزايش مييابد تا كيفيت هوا در حالت بهينه باقي بماند.
استفاده از لامپ هاي LED با تكنولوژي جديد در داخل ترمينال و همچنين در پاركينگ، آشيانه و راههاي دسترسي ميتواند تا 80 درصد باعث صرفهجويي در انرژي شود ضمن اينكه اين لامپها به علت عمر بيشتر نياز به تعمير كمتري دارند.
اين لامپها با توجه به نور طبيعي داخل و همچنين بسته به استفاده مسافران از مكانهاي مختلف كنترل ميشوند.
در حوزه IT
در اين حوزه دو راه كار اساسي وجود دارد.
اول بهينهسازي نرمافزاري سيستم در جهت پردازش، مثلا در زمينه مديريت منابع، مديريت پروازها و عمليات فرودگاهي و در نتيجه تصميمگيري بهتر در جهت صرفهجويي بيشتر.
دوم استفاده كاربران از يك Server مشترك و قوي به جاي استفاده از PC وServer هاي متعدد. به اين طريق ميتوان تا 80 درصد در مصرف انرژي صرفهجويي كرد.
توليد انرژي
امروزه استفاده از روشهاي سنتي با استفاده از چندين بويلر، چيلر، و در مواردي ژنراتور توليد برق محلي با صرفه نيستند مخصوصا اگر به صورت مركزي مانيتور و كنترل نشوند.
بهترين كارآيي زماني حاصل ميشود كه به جاي استفاده از چندين سيستم جداگانه از يك سيستم يكپارچه مثلا يك دستگاه مدرن گازي توليد انرژي و گرما استفاده شود كه در اين روش بيش از 50 درصد در مقايسه با سيستمهاي قديمي صرفهجويي ميشود.
ترافيك خارجي فرودگاه
ترافيك راههاي زميني خروجي از فرودگاه دومين عامل عمده توليد co2 در محوطه فرودگاهي مي باشد.
دسترسي آسان به راههاي ريلي سريعالسير جابجايي آسان اتومبيلها در جادههاي مواصلاتي به فرودگاه، دسترسي به تاكسيهاي ارزانقيمت عدم دريافت عوارض از خودروهاي الكتريكي و پاركينگ VIP براي خودروهاي كمآلاينده تنها مثالهايي براي كاهش آلايندههاست.
كاهش بيشتر آلايندگي با استفاده از سيستم راهنمايي براي پاركينگ ميسر خواهد بود، بدينترتيب كه اين سيستم با راهنمايي خودرو به مكانهاي خالي، تردد خودروها را كاهش ميدهد.
غلبه بر مشكلات
هرچند راهحلهاي ذكر شده در بالا نقش عمدهاي در كاهش آلودگي هوا دارند اما با اين وجود موانعي براي اجراي آنها وجود دارد. مهمترين مشكل عدم يكپارچه بودن قسمتهاي مختلف در يك فرودگاه است كه باعث بروز مشكل در تصميمگيري مي شود. مانع دوم وجود ساختمان و سيستمهاي قديمي است كه امكان بهروزآوري آنها را محدود ميكند.
با وجود اين مشكلات بدون پيگيري از جانب مقامهاي بالاتر كسي به دنبال حل مشكلات نخواهد بود. همچنين، يك راهحل براي استفاده از سرمايهگذاري بخش خصوصي استفاده از بودجه خود پيمانكار براي بهروزآوري سيستمها ميباشد. بدين نحو كه بعد از تحويل سيستمهاي جديد هزينه صرفهجويي شده براي چند سال به پيمانكار داده ميشود و پس از طي اين مدت اين هزينه صرفهجويي شده به بودجه فرودگاه اضافه ميشود.
فرودگاههاي سبز به همان مقدار كه باعث كاهش آلودگي ميشوند به همان نسبت نيز هزينه كار را كاهش ميدهند و باعث رضايت مسافران نيز ميشوند.
افزايش ميزان يكپارچگي سيستمها و پردازش اطلاعات در عمليات فرودگاهي باعث افزايش كارآيي عملياتي در فرودگاه ميشود كه اين خود باعث كاهش مصرف انرژي و كاهش ميزان آلاينده ها خواهد بود.
روند فوق بدون شك ادامه خواهد يافت. همچنين نياز به شفافسازي بيشتر مستلزم در يافت اطلاعات از سيستمهاي مرتبط تجزيه تحليل آنها و گزارش آنها براي اهداف عملياتي خاص و غيره ميباشد. بنابراين در آينده فرودگاه ها قدرت انتخاب كمتري خواهند داشت و اين انتخاب بر سر سرمايهگذاري و يا عدم سرمايهگذاري در فنآوريهاي جديد نخواهد بود، بلكه انتخاب بين فنآوريهاي پيشرفته موجود بر اساس بيشترين سود و كمترين هزينه و شرايط خاص هر فرودگاه خواهد بود.
همچنين انتخاب پيمانكار واجد شرايط كه شرايط فرودگاه (شرايط مالي، فرهنگي و عملياتي) را كاملا درك كرده باشد و قادر به حل مشكلات با توجه به اين عوامل باشد از اهميت ويژهاي برخوردار خواهد بود.
تکنولوژی CNS/ATM در صنعت هوانوردی آینده، مورد استفاده کشورها قرار خواهد گرفت. CNS مخفف کلمات Communication (ارتباطات)، Navigation (ناوبری) و Surveillance (رادار نظارتی) میباشد و ATM مخفف Air Traffic Management (مدیریت ترافیک هوایی) است.
تاریخچهدر دهههای 1980 و 1990 صنعت حمل و نقل هوایی به سرعت رشد کرد. مسافرتهای هوایی با پروازهای برنامهریزی شده سالیانه به میزان 5 درصد افزایش پیدا کرد و تعداد پروازها نیز سالیانه 7/3 درصد افزایش پیدا کرد. همچنین در سال 2004 تعداد پروازهای مسافربری برنامهریزی شده، به میزان فزایندهای رشد پیدا کرد. این ترافیک پروازی رو به افزایش نیازمند تکنولوژی پیشرفتهای است.
در سال 1980 سازمان هواپیمایی کشوری جهانی (ایکایو) در سیستمهای ناوبری هوایی کنونی، محدودیت ایجاد کرد و برای قرن بیست ویکم، ورود سیستمهای بهینه و بهبودیافته شده را ضروری اعلام نمود.
مسلما هزینه بالای خرید تجهیزات ناوبری و ارتباطی جدید، یکی از مشکلات سرراه است. در عوض، افزایش ایمنی پروازها و افزایش بازدهی در صنعت هوانوردی از مزایای آن است.
اهداف ایکایو
در سال1983، ایکایوکمیتهی مخصوصی را در مورد سیستم ناوبری هوایی آینده تشکیل داد که در آن مفاهیم جدید و تکنولوژی، ارزیابی و تحقیق میشود که برای مدت 25 سال آینده برنامهریزی شده است.
در سال 1988 این کمیته کار خود را به اتمام رسانده و گزارش نهایی را در مورد محدودیتها و مشکلات سیستمهای کنونی اعلام نمود. این کمیته، تکنولوژی ماهوارهای را بر اساس سیستم ناوبری هوایی آینده، طرحریزی کرده است.
اصلیترین اهداف کمیتهی مذکور، طرحریزی تکنولوژی ماهوارهای است که جوابگوی ترافیک هوایی حجیم و بدون محدودیتهای ناوبری و براساس تکنولوژی جدید است.
در سال 1988 این کمیته، برنامهی CNS را برای بهبود ATM ارایه نمود.
در سال 1993 طرح جهانی مذکور، کامل شد. هدف برنامهی CNS/ATM، ایجاد تکنولوژی دیجیتال شامل سیستمهای ماهوارهای اتوماتیک است. و پشتیبانی کنندهی سیستم مدیریت ترافیک جهانی هوایی است.
بهبود سطح ایمنی، بهبود بازدهی کلی، افزایش ظرفیت ترافیک هوایی و به حداقل رساندن تعداد تجهیزات ناوبری از دیگر اهداف CNS/ATM است.
کشورهای حوزهی خاورمیانه که در مورد این تکنولوژی برنامهریزی کردهاند شامل 8 کشور بحرین، مصر، ایران، اردن، عمان، عربستان سعودی، امارات متحدهی عربی و لبنان هستند. سیستم جدید ارتباطی، مزیتهای زیادی دارد مثل برد زیاد ارتباطی، بهبود تبادل اطلاعاتی VHF و HF و Modes و یا ارتباطات ماهوارهای زمینی، هوایی است.
موقعیت ماهوارههاماهوارهها در مدارهای 67، (ماهواره LEO) و 21، (ماهواره MEO) و 3، (ماهواره GEO) قرار میگیرند و موقعیتهای خود را به صورت چهار بعدی به هواپیما ارسال میکنند.
مدار LEO مدار نزدیک به سطح زمین است و حدود 1000 کیلومتر از سطح زمین فاصله دارد. مدار MEO، حدودا 20000 کیلومتر و مدار GEO، در حدود 36000 کیلومتر از سطح زمین فاصله دارد.
ماهوارههای مدار MEO، عمدتا ماهوارههای ناوبری هستند. ماهوارههای مدار GEO هم بیشتر از 78درجه را پوشش نمیدهند. این ماهوارهها ساخت شرکت IRIDIUM هستند و پوشش جهانی دارند.
در آیندهی نزدیک تنها با استفاده از این سیستم ماهوارهای فعالیتهای هوانوردی صورت خواهد گرفت که بصورت یکپارچه و همگانی در سطح جهانی خواهد بود.
